اسارت در دام هزینه از دست رفته – وقتی به هر قیمت پای پولی که به غلط خرج کرده ایم می ایستیم

تصور کنید شما به دیدن فیلمی در سینما می روید که هزینه بلیت ۱۰ دلار می باشد، وقتی که کیف پول خود را باز می کنید، می بینید ۱۰ دلار خود را گم کرده اید، آیا همچنان بلیت را تهیه می کنید؟حال تصور کنید شما برای دیدن فیلم می روید و بلیت را تهیه کرده اید، اما درست قبل از ورود به سالن متوجه می شوید که بلیت خود را گم کرده اید. آیا شما دوباره بر می گردید و بلیت را تهیه می کنید؟

در این مقاله که توسط “گلسا زین اوقلی” نوشته شده است، پاسخ سوال بالا را خواهید یافت. در واقع او به بررسی اثر “هزینه از دست رفته” یا همان sunk cost پرداخته است که بسیاری از ما در تصمیم های کوچک و بزرگ زندگیمان، با آن برخورد داشته ایم.

ما در اکثر مواقع زمان یا هزینه ای را صرف اموری می کنیم. اما به نقطه ای از این تصمیم ها که می رسیم متوجه می شویم که شاید اشتباهی در تصمیم خود داشته ایم و این کار ما با شکست رو به رو خواهد شد اما باز هم حاضر به ترک آن کار نیستیم چون هزینه و زمان قابل توجهی را تا الان صرف این کار کردیم. این نابخردی ذهن ما، همان اثر هزینه از دست رفته است.

سوالی که پیش می آید این است که چگونه خود را از دست هزینه هدر رفته رها کنیم ؟ در پاراگراف آخر این مقاله، راهکارهایی برای رهایی از این نابخردی ارائه کرده است که می توانید آنها را در وبسایت روزنامه خراسان مطالعه کنید.

خرید واقعی در دنیای مجازی – راهنمای یک خرید اینترنتی خوب

برای همه ی ما که خرید اینترنتی به بخشی از زندگی روزمرمان تبدیل شده است، مقاله ی “حامد زرندی” در روزنامه خراسان امروز، دوم خرداد، که در همین حوزه نوشته شده است بسیار جذاب خواهد بود.
این مقاله، که در صفحه ی هشتم روزنامه منتشر شده، به بررسی خرید های اینترنتی و فروشگاه های اینترنتی از دیدگاه اقتصاد رفتاری پرداخته است.

چطور تصمیم به خرید بگیریم؟
چطور در یک فروشگاه اینترنتی بگردیم؟
چطور انتخاب نهایی را انجام دهیم؟
از جمله سوال هایی هستند که در این مقاله پاسخ داده شده اند.

اگر شما هم به این مشکل برخورده اید که وبسایت فروشگاه اینترنتی را باز کرده اید، و بعد از گذشت چندین ساعت، در میان صفحات متعدد باز شده ی محصولات غیر ضروری سردرگم بوده اید، خواندن این مقاله شدیدا به شما توصیه می شود

برای مطالعه ی این مقاله به وبسایت روزنامه خراسان مراجعه فرمایید

بودجه بندی شخصی؛ راه رهایی از خرج‌های اضافی – مقاله‌ی منتشر شده در روزنامه خراسان

مقاله بخش بندی مالی با راهکارهای اقتصاد رفتاری منتشر شد. “مسعود زین اوقلی” با بررسی اثر بخش بندی بر درآمدها و بودجه ها با هدف کمک به افراد برای صرفه جویی از هزینه های اضافی این مطلب را به رشته تحریر درآورده است.
همان طور که قبلا در مدرسه اقتصاد رفتاری در بخش تحلیل ها توضیح داده ایم، ذهن انسان با بخش بندی موارد متعدد در معرض خطاهایی قرار می گیرد. در مطلب منتشر شده امروز با تمرکز بر مسائل مالی تلاش شده است که با راهکارها و مصداق های مشخص خطاهای ذهنی مان در بخش بندی مسائل مالی تا حد ممکن کاهش دهیم.

“می‌خوام با مدیرتون صحبت کنم!” این جمله‌ای بود که مشتری عصبانی با صدای بسیار بلندی بر سر کارمند یکی از معروف‌ترین و بهترین رستوران‌های شهر فریاد زد.
کارمند بیچاره که پس از چند دقیقه جر و بحث با مشتری خشمگین، دست و پای خود را گم کرده بود، با عجله به درون آشپزخانه فرار کرد تا مدیر رستوران را پیدا کند.در همین حین مشتری که کاملا برافروخته شده بود دلیل عصبانیت خود را با نشان دادن کره‌ محلی که بسیار خوب هم به نظر می‌رسید برای دیگر مشتریان توضیح‌ می داد. “آخه من چه جوری اینو جلوی ۱۵ نفر مهمانم بگذارم، این حتی برای ۵ نفر هم کافی نیست. هر چی می‌گم که کمه می‌گه به من گفتن که باید وزنش مشخص باشه.
” و در حالی که ظرف کره را به بقیه‌ مشتری‌ها نشان می‌داد پرسید: “اصلا به نظر شما این برای ۱۵ نفر کافیه؟”چند نفر حرف او را تایید کردند و بقیه هم به نظر می‌آمد که با او موافقند.
در این زمان مدیر رستوران از داخل آشپزخانه وارد ماجرا شد و از مشتری پرسید که مشکل چیست و پس از شنیدن ماجرا کره را از مشتری گرفت و داخل یخچال گذاشت و ۱۵ عدد کره‌ پاستوریزه‌ بسته بندی شده‌ ۱۰ گرمی به جای آن به مشتری داد. مشتری که به نظر می‌آمد عصبانی‌تر شده است گفت کره‌ محلی می‌خواهد. مدیر رستوران کره‌ها را گرفت و بر روی ترازو گذاشت، کره‌های بسته بندی شده ۱۵۰ گرم بود، بعد ظرف کره‌ محلی را از داخل یخچال بیرون آورد و وزن کرد، وزن آن ۱۷۵ گرم بود، ظرف را به مشتری داد. نگاه خشمگینی به کارمند خود کرد و با لبخند به مشتری گفت که حتی مقداری از چیزی که باید تحویل داده می‌شده بیشتر است.
مشتری دوباره کره را به مدیر رستوران نشان داد و دوباره سوال خود را مبنی بر کم بودن این کره برای ۱۵ نفر تکرار کرد. مدیر رستوران که کلافه شده بود با این منطق که آیا ۱۵ بسته کره‌ ۱۰ گرمی که ۱۵۰ گرم می‌شود برای ۱۵ نفر کافی است اما ۱۷۵ گرم کره کم است از مشتری سوال پرسید …

برای خواندن این مطلب می‌توانید به صفحه‌ی ۸ روزنامه خراسان مراجعه کرده یا بر روی این لینک کلیک کنید.

برگزاری اولین دوره ی تخصصی آموزش اقتصاد رفتاری

اولین دوره آموزش اقتصاد رفتاری در شرکت آبادانی و مسکن الهیه خراسان برگزار شد. این دوره آموزشی ۱۰ جلسه ای که با توجه به نیاز این سازمان به طور اختصاصی برنامه ریزی شده است، شامل دو بخش اصلی “مقدمات اقتصاد رفتاری” و “تاثیرگذاری تیم فروش” می باشد.
تدریس بخش “تاثیر گذاری تیم فروش” در این دوره به عهده ی سرکار خانم دکتر خیرآبادی می باشد.
با برگزاری این دوره، گروه اقتصادی رفتار به طور رسمی اولین گروهی است که دوره های تخصصی علم اقتصاد رفتاری را در کشور برگزار کرده است.

دام کمیابی برای خریدار-نگاهی به دلایل با ارزشتر شدن منابع کمیاب به کمک اقتصاد رفتاری در روزنامه خراسان

ترنم صارمی این هفته در روزنامه خراسان “اصل کمیابی” و تاثیرات آن بر تصمیمات ما را بررسی کرده است. مقاله ی او اینگونه شروع می شود :

همگی منتظر شروع اخبار ساعت ۲۱ بودیم. نگران و مضطرب. اخبار شروع شد. گوینده در اولین جمله خود اعلام کرد “آغاز طرح سهمیه بندی بنزین”
اول از همه پدرم شروع به صحبت کرد. رو به من گفت: « بهت گفتم برو بنزین بزن گفتی بنزین که نمی خواد فرار کنه، حالا با این باک خالی ماشین چکار کنم؟»
مادرم بلافاصله گفت:”بلند شید برید ماشین ها رو بنزین بزنید، تا ۱۲ شب وقت هست هنوز.”
حرف مادرم تمام نشده بود که خواهر کوچکم پرسید “بابایی یه عالمه بنزین اضافه بخرین تو حیاط قایمشون کنیم”!
لباس پوشیدیم و با پدرم از خانه خارج شدیم. به محض اینکه به پمپ بنزین رسیدیم، متوجه شدیم که این مکالمه در اکثر خانه ها انجام شده که ۵۰ ماشین جلوی ما در صف پمپ بنزین منتظرند!!
چند بار تاکنون داخل مغازه ای رفته اید و محصولی تهیه کرده اید تنها به این دلیل که دیگر از آن محصول در مغازه نبوده است؟ شب های گران شدن مرغ، گوشت، بنزین و … را به خاطر دارید؟ در خانه ماندید یا به مغازه ها رفتید و بیشتر از نیاز خود این محصولات را تهیه کردید؟ چند بار تحت تاثیر پیشنهادهای ویژه فروشگاه های اینترنتی قرار گرفته اید و با شنیدن جمله “فقط تا ساعت ۱۲” تصمیمتان را برای خرید قطعی کرده اید؟ اصلا بیایید همه مسائل را در نظر بگیریم و خودمان را به حوزه اقتصاد محدود نکنیم. تاکنون شده هنگامی که خواهر یا برادرتان می خواهد خانه پدری را ترک کند، او را بیش از پیش دوست داشته باشید ؟

تمام این مثال‌های ذکر شده، در یکی از اصل های “اقتصاد رفتاری” به نام “کمیابی” خلاصه شده است. وقتی که یک شیء یا منبع به آسانی در دسترس نیست (به علت حجم کم یا زمان)، ما آن را پر ارزش تر تلقی می کنیم.

برای مطالعه ی ادامه ی این مطلب، به صفحه ی ۸ روزنامه خراسان یا آدرس وبسایت این گروه مراجعه کنید