پست وبلاگ

نیک مارکس: معیار سیاره شاد

نیک مارکس: معیار سیاره شاد

نیک مارکس سخنرانی خود را این گونه شروع می کند که مارتین لوتر کینگ وقتی که جنبش های اجتماعی را ترغیب می کرد نگفت “من یک کابوس دارم” و گفت من رویائی دارم” و من هم رویایی دارم رویای من این است که ما می توانیم این فکر را که آینده یک کابوس خواهد بود را متوقف کنیم و این یک چالش اساسی برای ماست.
برای مدت زمان مدیدی ما بر روی بدترین پیش بینی های ممکن تمرکز کردیم، ما بر روی مشکلات تمرکز کردیم و به اندازه کافی پیرامون راه حل ها فکر نکردیم.
در واقع ما از ترس استفاده کردیم تا توجه مردم را جلب کنیم، هر روانشناسی به شما خواهد گفت که ترس در موجود زنده مرتبط با مکانیزم گریز است.
وقتی ما از مردم می خواهیم که در موضوعات مربوط به تخریب محیط زیست و تغییرات آب و هوائی درگیر شوند، مردم خودشان را عقب می کشند و می گریزند. چرا که ما از ترس استفاده می کنیم.

 در موسسه ی اقتصادهای جدید، شاخص سیاره ی شاد ایجاد شده است، چرا که مردم باید شاد باشند و سیاره باید شاد باشد،
چرا ما یک شاخص برای پیشرفت ایجاد نکنیم که این را نشان بدهد؟ 
آنچه انجام دادیم این بود که موفقیت یک ملت را بر اساس اینکه چه میزان شادی تولید می کند سنجیدیم. این هدف می تواند هدف هر ملتی بر روی سیاره باشد اما یک ورودی اساسی را باید به خاطر داشته باشیم، این که چه میزان از منابع سیاره را ما استفاده کرده ایم، ما همه یک سیاره داریم که باید آن را با هم تقسیم کنیم.

نیک مارکس در انتهای این تد (The happy planetindex)  پنج عملی که می تواند خوشبختی را در زندگی افزایش دهد بیان می کند.
اولین آن ها ارتباط است، ارتباط اجتماعی مهمترین سنگ بنای زندگی ماست، آیا زمان و انرژی برای کسانی که دوستشان دارید میگذارید؟ دومی این است که فعال باشید، سریعترین راه برای رهائی از افکار منفی: قدم به بیرون بزارید، راه برید، رادیو را روشن کنید و برقصید. فعال باشید تا حال مثبت پیدا کنید. سومی توجه است. چقدر به چیزهائی که در اطراف دنیا می گذرد توجه دارید، به فصلهائی که تغییر می کند و به مردم اطرافتان؟ آیا به چیزهائی که در اطرافتان پدیدار می شود دقت دارید؟ بر اساس بسیاری از شواهد در درمان های شناختی، توجه نقش بسیار قدرتمند در خوشی دارد. چهارم حفظ یادگیری بسیار مهم است، یادگیری در تمام طول زندگی. افراد مسنی که یادگیری خود را حفظ می کنند و کنجکاوتر هستند سلامت بهتری از آن هایی دارند که یادگیری را متوقف می کنند. نیازی به یادگیری رسمی نیست:منظور دانش پایه نیست، بیشتر کنجکاویست. می تواند پختن یک غذای جدید باشد و یا  وسایل موسیقی را که در بچگی کنار گذاشته بودید بردارید و یاد بگیرید. و آخرین که مهمترین فعالیت ضد اقتصادی است، بخشیدن است. سخاوت، بشر دوستی، دلسوزی باعث یک مکانیزم اهدائی در مغز ما می شود. ما احساس خوبی داریم وقتی می بخشیم. می توانید امتحان کنید، وقتی به دو گروه از مردم یک صد دلاری در صبح می دهید. به یک گروه می گویید آن را برای خودشان خرج کنند  و به دیگری می گوید به مردم بدهند، اگر شادی آن ها  را اندازه بگیرید، خواهید دید در پایان روز کسانی که بخشیدند بسیار خوشحال تر از کسانی هستند که برای خودشان خرج کردنده اند.

 

 
 
 

مطالب مرتبط

درباره ی گروه رفتار

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *