پست وبلاگ

بری شوارتز : تناقض انتخاب

بری شوارتز : تناقض انتخاب

می خواهم با چیزی که من اسمش را اصل رسمی می گذارم شروع کنم، طبق این اصل رسمی راه به حداکثر رساندن رفاه شهروندانمان به حداکثر رساندن آزادی شخصی است چرا که اولا آزادی به خودی خود خوب، ارزشمند و لازمه انسان بودن است و همچنین با داشتن آزادی هر کدام از ما می تواند برای به حداکثر رساندن رفاه خود تلاش می کند و لازم نیست که هیچ کس از طرف ما تصمیم بگیرد و راه به حداکثر رساندن آزادی، به حداکثر رساندن انتخاب است.
انتخاب بیشتر باعث آزادی بیشتر می شود و آزادی بیشتر رفاه را بالاتر می برد .
قبول کنید که ما انتخاب های زیادی داریم، سوپر مارکت نزدیک خانه ی من ۱۷۵ نوع سس سالاد متفاوت دارد، در یک فروشگاه لوازم الکترونیک می توانیم ۶.۵ میلیون سیستم استریوی مختلف بسازیم فقط با قطعاتی که در این فروشگاه عرضه می شود.
مسئله ی اصلی این است که در دیگر جنبه های زندگی که خیلی مهم تر از خرید اجناس هستند با انفجار انتخاب مواجه هستیم مانند خدمات درمانی، دیگر نمی توانید به دکتر بروید و او به شما بگوید چه کاری انجام دهید بلکه به شما می گوید می توانیم (الف) را انجام دهیم که این خوبی ها و خطرات احتمالی را دارد و یا (ب) را انجام دهیم که این خوبی ها و خطرات احتمالی را دارد و نتیجه این است که ما این را آزادی بیمار می نامیم که از اسمش به نظر می آید چیز خوبی باشد ولی در حقیقت، انتقال بار مسئولیت تصمیم گیری از کسی است که چیزی می داند به نام دکتر، به کسی که چیزی نمی داند و به احتمال خیلی زیاد بیمار است و در شرایط خوبی برای تصمیم گیری نیست به نام بیمار .
بری شوارتز می گوید ک همه ی ما خوبی های این تغییر را می دانیم پس من در مورد کاستی هایش برایتان صحبت می کنم، این همه انتخاب دو تاثیر منفی بر روی مردم دارد:
تاثیر اول به شکلی پارادوکس گونه این است که به جای آزادی، فلجی ایجاد می کند با این همه گزینه های مختلف انتخاب کردن بسیار دشوار است، به طور مثال در یک شرکت سرمایه گذاری به ازای هر ۱۰ انتخابی که کارفرما برای سرمایه گذاری ارائه می کند، نرخ مشارکت ۲ درصد پایین رفته.
اثر دوم این است که حتی اگر بتوانیم بر این فلج غلبه کنیم و تصمیم بگیریم، از نتیجه این تصمیم گیری رضایت کمتری خواهیم داشت و چون انتخاب های متعددی دارید، بعد از انتخاب یکی از گزینه ها به راحتی میتوانید تصور کنید که می توانستید انتخاب متفاوتی کنید که بهتر باشد و انچه اتفاق می افتاد این است که این انتخاب خیالی شما را وادار می کند که از تصمیم تان پشیمان شوید و این پشیمانی، رضایت ناشی از تصمیمی که گرفته اید را کم می کند حتی اگر آن تصمیم خوبی بوده باشد.
هرقدر انتخاب های بیشتری داشته باشیم راحت تر از کوچک ترین چیز مایوس کننده ای دچار پشیمانی از انتخابمان می شویم.
شوارتز در مورد دلایل اینکه چرا انتخاب مردم را بدبخت می کند صحبت می کند:
۱- پشیمانی و پشیمانی پیش بینی شده
۲-هزینه فرصت ها
۳- بالا رفتن توقعات
۴-سرزنش خود
از دلایلی هستند که شوارتز به آنها اشاره می کند.
در دنیای امروز افسردگی در این نسل بیداد می کند و عامل این افسردگی و همین طور خودکشی این است که مردم تجربیات ناامید کننده ای دارند چرا که استاندار هایشان بالا رفته و وقتی می خواهند این تجربیات را برای خودشان تحلیل کنند، فکر می کنند مقصر خودشان هستند و نتیجه این می شود که عملکردمان به طور عینی در مجموع بهتر است و حالمان بدتر!
او در انتها می گوید: جمله ای که ابتدای این تد (the paradox of choice) گفتم که انتخاب بیشتر باعث آزادی بیشتر می شود و آزادی بیشتر رفاه را بالاتر می برد . غلط است !‌ بحثی نیست که انتخاب داشتن بهتر از نداشتن است اما نتیجه اش این نیست که هرچی بیشتر انتخاب داشته باشیم بهتر است.

شما را به دیدن این تد جذاب دعوت می کنیم

مطالب مرتبط

درباره ی گروه رفتار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *