پست وبلاگ

لوری سانتوس : اقتصاد میمون، نامعقول به اندازه اقتصاد ما !

لوری سانتوس : اقتصاد میمون، نامعقول به اندازه اقتصاد ما !

لوری سانتوس (laurie santos) در این تد(A monkey economy as irraional as ours) نتیجه آزمایش و دو مشاهده بر گونه های بشری را بیان می کند.
یکی انسان که گونه ای بسیار بسیار باهوش است، قادر به انجام کارهایست که هیچ گونه ی دیگری بر روی زمین نمی تواند انجام دهد و در توانایی ذهنی و استدلال از هر موجود دیگر بر روی کره ی زمین فوق العاده تر از فوق العاده است.
دیگری میمون ها که اساسا باهوش هستند و تصمیم های زیادی می گیرند اما به هیچ کدام از چیز هایی که ممکن است ما را آشفته کنند مانند فناوری و فرهنگ انسانی، دسترسی ندارند.
با وجود اینکه در اصل ما بسیار هوشمندیم، هنگامی که نوبت به برخی از جنبه های تصمیمی گیری می رسد ،می توانیم ناباورانه هالو باشیم . با توجه به یافته های جامعه شناسان، به نظر میرسد که بیشتر ما، هنگامی که در بستر مشخصی قرار می گیریم، مرتکب اشتباهات بسیار مشخصی می شویم. خطاهایی که می کنیم در واقع قابل پیش بینی هستند، اما ما دوباره و دوباره آن ها را انجام می دهیم.
چگونه است که یک گونه به این اندازه باهوش، می تواند همواره خطاهایی به این بدی را تا این حد مداوم انجام دهد؟
در پاسخ به این سوال دو احتمال وجود دارد، نخست اینکه ما مقصر نیستیم و محیط اطراف ما که خود آن را به وجود آورده ایم، بسیار پیچیده و آشفته است.
دوم اینکه ما بد طراحی شده ایم و یک اشتباه را دوباره و دوباره تکرار می کنیم.
لوری سانتوس میمون ها را در همان بستری که ما هستیم قرار داده و تصمیم های اقتصادی که میمون ها در این موقعیت می گیرند را بررسی کرده است.
در این مطالعه به میمون ها ژتون هایی به عنوان پول داده شد و طریقه استفاده از ژتون ها نیز به آن ها آموزش داده شد، همچنین بازرگانی میمون ها متولد شد، که در این بازرگانی، آن ها قادر به داد و ستد و خرید شده اند.
یکی دیگر از اقداماتی که توسط آزمایش کنندگان انجام شد، این بود که میمون ها را با هما ن مشکلاتی روبه رو کردند که انسان ها در چالش های اقتصادی خاص گرایش به انجامشان دارند.
آنچه ثابت شد این بود که اول از همه ما می توانیم یک ارز مالی به میمون ها تحمیل کنیم و آن ها کار های بسیار مشابهی را با آن انجام می دهن، آن ها بعضی کارهای هوشمندانه و بعضی کارهای نه چندان خوشایند ما را انجام می دهند، مثل دزدی و غیره . آن ها درست مانند ما، به صورت سازمان یافته با مسائل به نادرستی برخورد می کنند.
ما می‌خواستیم بدانیم این خطاها از کجا ناشی می‌ شوند؟ و امیدوار بودیم که شاید بتوانیم به طریقی امور سازمان‌های مالی‌ خود را بهبود ببخشیم و فناوری‌هایمان را تغییر بدهیم تا خودمان را بهتر کنیم. اما دریافتیم که این محرک‌ها ممکن ا‌ست بخش ژرف‌تری از ما باشد. درحقیقت، آنها ممکن ا‌ست برآمده از خودِ سرشت تاریخ تکاملی ما باشد.
ما واقعا به طور الهام‌بخشی نسبت به دیگر جانداران این قلمرو زیستی هوشمندیم. ما در چیره شدن به محدودیت‌های زیستی‌مان بسیار واردیم، اما طعنه‌ی روزگار اینجاست که ممکن ا‌ست تنها با تشخیص محدودیت‌هامان بتوانیم بر آنها چیره شویم. 
امیدوارم که همه‌ی شما به محدودیت‌‌هایتان فکر کنید، نه اینکه ضرورتا آنها را شکست‌ناپذیر بدانید، اما آنها را به رسمیت بشناسید، آنها را بپذیرید و سپس از دنیای طراحی سود ببرید تا بتوانید برای آنها راه حل پیدا کنید. این شاید تنها راهی باشد که بتوانیم با آن به قابلیت‌های انسانی‌مان دست بیابیم و گونه‌ی یگانه‌ای بشویم که همه ما به آن امید داریم.

مشاهده ی این سخنرانی جذاب را از دست ندهید

مطالب مرتبط

درباره ی گروه رفتار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *