پست وبلاگ

اسارت در دام هزینه از دست رفته

اسارت در دام هزینه از دست رفته

مدتی بود که من و همسرم تصمیم داشتیم سینما بریم. بالاخره بلیت تهیه کردیم. در سالن سینما بعد از گذشت یک ساعت، فهمیدم که این فیلم به دردنخورترین فیلمی است که تا الان دیده ام. در گوش همسرم گفتم «پاشو بریم خونه» . او با چشم غره ای به من گفت: « ۲۴ تومن پول بلیت دادیم بعد همین طوری پاشیم بریم و پولمون رو دور بریزیم؟» آن فیلم را تا انتها دیدیم اما آن فیلم بدترین فیلم زندگی من شد. به شما توصیه می کنم زمانی که به سینما رفتید و از فیلمی خوشتان نیامد، سینما را ترک کنید.چون هم پولتان به فنا می رود و هم وقتتان.

ماجرای فیلم بد در سینما برای اکثر ما پیش آمده است. اکثر ما تا انتهای آن فیلم را دیدیم و بعد کلی بد و بیراه به کارگردان فیلم نثار کردیم. همه ما در لحظه ای که متوجه بی فایده بودن فیلم می شویم، دیدن آن را ادامه می دهیم. دلیل آن هم روشن است: «پول دادیم دیگه!»
در این گونه موقعیت ها ما با خطای هزینه از دست رفته مواجه هستیم، نوعی طرز فکر اشتباه و نادرست!
ما این خطا را در بسیاری از تصمیم گیری های خود مرتکب می شویم. در اکثر مواقع زمان یا هزینه ای را صرف اموری می کنیم. اما به نقطه ای از این تصمیم ها که می رسیم متوجه می شویم که شاید اشتباهی در تصمیم خود داشته ایم و این کار ما با شکست رو به رو خواهد شد اما باز هم حاضر به ترک آن کار نیستیم چون هزینه و زمان قابل توجهی را تا الان صرف این کار کردیم .
کسب و کار خود را تعطیل کنید
مشکل ما این است که فراموش می کنیم چه در ادامه این کار بمانیم و چه نمانیم این هزینه و زمان را صرف کرده ایم و نباید اجازه دهیم این عوامل در تصمیم ما تعیین کننده باشند. فرض کنید کسب و کاری جدید برای خود راه اندازی کرده اید، هزینه های نسبتا زیادی برای تهیه مغازه، تهیه اجناس، نیروی انسانی و … پرداخت کرده اید، بعد از گذشت ۶ ماه نه تنها کسب و کارتان به سوددهی نمی رسد بلکه روز به روز میزان ضرری که متحمل می شوید بیشتر می شود و هیچ چشم انداز و ارزیابی مثبتی هم از بهتر شدن اوضاع وجود ندارد . در این شرایط شما حاضرید در همان لحظه جلوی ضرر را بگیرید و مغازه را تعطیل کنید؟ خیر! اکثر افراد به دلیل هزینه و زمانی که صرف
راه اندازی یک کسب و کار کرده اند، میزان ضرر را در نظر نمی گیرند و به امید تغییر اوضاع، ادامه می دهند.
چرا کار اشتباه را تکرار می کنیم؟
حتما به ذهنتان رسیده که چرا انسان، با این قدرت تصمیم گیری بالا و ذهن قوی، چنین کار اشتباهی را انجام می دهد؟
به دلیل نیاز ما به ثبات، این گونه رفتار های غیر منطقی شکل می گیرد، ثبات و پایداری برای ما نشان دهنده اعتبار است و همچنین دشوار است که ما قبول کنیم در تصمیم مان دچار اشتباه شده ایم. اگر در میانه راه تصمیم به لغو کار خود بگیریم ، قبول کرده ایم که قبلا به گونه دیگری فکر می کرده ایم و تضاد ایجاد کرده ایم. در صورتی که باید توجه داشته باشیم که ادامه دادن یک پروژه بی ارزش فقط این اتفاق دردناک را به تاخیر می اندازد و ظاهر را حفظ می کند.
در علم اقتصاد رفتاری، مقدار پولی که خرج شده است و قابل برگشت نیست (sunk cost) هزینه از دست رفته نام دارد.
یک آزمایش ساده برای اثبات اشتباه
دنیل کانمن برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۲ و آموس تورسکی آزمایشی برای نشان دادن هزینه از دست رفته انجام داده اند، تصور کنید شما به دیدن فیلمی در سینما می روید که هزینه بلیت ۱۰ دلار می باشد، وقتی که کیف پول خود را باز می کنید، می بینید ۱۰ دلار خود را گم کرده اید، آیا همچنان بلیت را تهیه می کنید؟ احتمالا شما این کار را انجام می دهید. فقط ۱۲ درصد از افراد گفتند که دوباره بلیت را تهیه نمی کنند.
حال تصور کنید شما برای دیدن فیلم می روید و بلیت را تهیه کرده اید، اما درست قبل از ورود به سالن متوجه می شوید که بلیت خود را گم کرده اید. آیا شما دوباره بر می گردید و بلیت را تهیه می کنید؟ شاید، اما این بار شما بیشتر اذیت خواهید شد.
طبق آزمایش ۵۴ درصد از افراد این کار را انجام نمی دهند. موقعیت در دو حالت دقیقا یکسان است، شما ۱۰ دلار از دست داده اید و مجبورید ۱۰ دلار هزینه کنید تا فیلم را ببینید، اما حالت دوم متفاوت است. به نظر می رسد که پول به یک هدف مشخص اختصاص داده شده و از دست دادنش بسیار ناراحت کننده است. هر چه قدر شما از چیزی که برای آن پول پرداخت کرده اید، بیشتر استفاده کنید قطعا احساس بهتری از این معامله خواهید داشت . شما یک جفت کفش که تخفیف خورده اما همچنان قیمت بالایی داشته را خریده اید، در روز اول برای رفتن به سر کار کفش ها را پوشیده اید اما بعد از ظهر احساس می کنید که پاهایتان در کفش اذیت است و آسیب دیده است. بعد از چند روز دوباره برای مدت زمان کوتاه تری از کفش ها استفاده می کنید اما این بار باز هم پاهایتان اذیت می شود .
دو سوال پیش می آید :
فرض کنید این کفش ها هرگز راحت نمی شوند، چند بار دیگر آن ها را می پوشید و امتحان می کنید؟
بعد از اینکه از پوشیدن آن ها دست برداشتید، تا چه مدت کفش ها را در کمد خود نگه می دارید و بعد آن ها را دور می ریزید یا به خیریه اهدا می کنید؟
اگر شما مانند اکثر مردم باشید، جوابتان به این سوال ها بستگی دارد به مقدار پولی که پرداخته اید، هر چه قدر پول بیشتری هزینه کرده باشید، درد بیشتری را برای پوشیدن کفش ها تحمل می کنید و کفش ها مدت زمان بیشتری در کمدتان می مانند!
چگونه خود را از دست هزینه هدر رفته رها کنیم ؟
تمرین ۱۵ دقیقه ای تمرکز حواس یکی از این راه هاست.
تفکر برای تصمیم گیری در مورد منصرف شدن از هزینه هدر رفته بسیار مفید است. در گرفتن تصمیم خوب و مناسب تمرین آرام فکر کردن بسیار مهم است، این تمرین را با عقب نشینی آغاز کنید، به آرامی نفس بکشید، به ذهن تان توجه کنید و اجازه بدهید که قضاوت کند.
زمانی که به آرامش فکری رسیدید، می توانید موارد زیر را در نظر بگیرید :
اگر شما دوباره بخواهید تصمیم گیری کنید که آن خرید را انجام دهید، آیا دوباره همان تصمیم قبلی را می گیرید؟ چرا؟
آیا تلاش می کنید که ثابت کنید حق با شماست حتی اگر این کار باعث شود شما به تصمیم اشتباهی که گرفته اید پایبند بمانید؟
آیا همه‌ اطلاعات را هنگامی که تصمیم اولیه را می‌گرفتید داشتید؟ اما حالا با اطلاعات جدید برای شما واضح است که نتیجه آن چیزی نیست که انتظار داشتید؟
آیا شما یک تصمیم گیرنده ای که یک سرمایه گذاری نا موفق را رها کرده تحسین می کنید ؟

نویسنده : گلسا زین اوقلی

مطالب مرتبط

درباره ی گروه رفتار

2 دیدگاه در “اسارت در دام هزینه از دست رفته

  1. من چند روز قبل این مطلب رو خوندم. دیروز یکی از دوستانم در حال به هم زدن رابطه ی عاطفی بود که چند دقیقه برای جواب یک سوال مونده بود. طرف از دوستم میپرسید:” من برای این رابطه ۴ سال وقت گذاشتم! حالا میگی چیکار کنم؟” دوستم جوابی برای این حرف نداشت و من به خودم میگفتم این همون هزینه از دست رفته است! چند سال دیگر ادامه می دهند چون نگران چهار سال از دست رفته شان هستند.

  2. من مهندسی برق-قدرت خوندم. تو بچه های ورودی ما، اکثرا می شد هزینه از دست رفته رو دید. به عنوان مثال دوست صمیمی خودم بعد از گذشت ۴ سال تنها موفق به گذراندن ۷۰ واحد شده بود و وقتی به او میگفتم انصراف بده و مشغول به کار یا رشته ای شو که به آن علاقه داری، به من می گفت این همه پول دادم و وقت گذاشتم نمیشه مدرک نگیرم! جالب اینه که در نهایت هم نتونست مدرک بگیره اما با این تفاوت که دانشگاه عذرشو خواست و حسش خیلی بدتر از بود!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *