پست وبلاگ

انتخاب های اضافی – بخش دوم

انتخاب های اضافی – بخش دوم

در قسمت ۱ از انتخاب های اضافی برخی از مشکلات به وجود آمده را بررسی کردیم، در این پست قصد داریم از زاویه ای دیگر به بحث انتخاب های اضافی نگاه کنیم، اینکه آیا انتخاب های اضافی باعث راحتی و بالا رفتن احتمال تصمیم گیری می شوند؟
آزمایشی را از خانم شینا اینگار برای توضیح انتخاب کردیم.
شینا اینگار در فروشگاه بزرگی آزمایشی ترتیب داد تا متوجه شود که مردم در کدام مورد تمایل بیشتری داشتند تا بایستند و مربا را تست کنند؟ زمانی که تعداد نمونه های مربا ۲۴ عدد بود یا زمانی که نمونه های مربا ۶ عدد بود.
شینا لینگار میگوید: زمانی که تعداد ۲۴تا بود افراد بیشتر ایستادند، تقریبا ۶۰ درصد. و زمانی که ۶نمونه بود تقریبا ۴۰ درصد ایستادند. چیز دیگری که ما مشاهده کردیم این بود که در کدام مورد بیشتر مربا می خرند. در اینجا ما اثر معکوس می بینیم. وقتی تعداد نمونه ها ۲۴تا بود، فقط ۳ درصد از مردمی که می ایستادند واقعا مربا خریدند. و زمانی که نمونه ها ۶تا بود ما دیدیم که ۳۰ درصد از آن ها واقعا مربا خریدند. حالا اگر شما محاسبه کنید، وقتی نمونه ها ۶عدد بود تعداد مردم حداقل ۶برابر زمانی بود که آن ها با ۲۴ نمونه مواجه می شدند.
در نمونه ای دیگر “هد اند شولدرز” برای بالا بردن فروش خود محصولات خود را از ۲۶ به ۱۵ تغییر داد و فروش آن ها ۱۰ درصد افزایش یافت.
بر خلاف بعضی از دیدگاه های عمومی می بینیم که گاهی اوقات تنوع بی دلیل محصول می تواند از فروش بالا جلوگیری کند.
انتخاب های اضافی می توانند تصمیم گیری را برای ما دشوار کنند. ما بین ۶عدد مربا احتمال بیشتری وجود دارد که مربای دلخواه را انتخاب کنیم تا ۲۴ عدد مربا. انتخاب های اضافی باعث می شوند که تصمیم گیری را به بعد موکول کنیم.
دن گیلبرت و بری شوارتز در مباحث مختلفی بررسی کرده اند که انتخاب های اضافی و انتخاب های قابل برگشت می توانند شادی و رضایت را کاهش دهند، که این مطلب را در آینده بحث خواهیم کرد.

مطالب مرتبط

درباره ی گروه رفتار

2 دیدگاه در “انتخاب های اضافی – بخش دوم

  1. من ۴ سال پیش مهاجرت کردم به شهری که خیلی کوچیک بود و فقط یک خونواده ایرانی اونجا زندگی می کردند و تنها یکی از رستوران های اونجا باب میل من بود، من بدون فکر کردن و با رضایت کامل یا اون خونواده معاشرت میکردم و اکثر مواقع غذام رو از همون رستوران می گرفتم.
    بعد از نقل مکانم به شهر بزرگتر و بیشتر شدن گزینه هام برای وقت گذروندن یا غذا خوردن، بر خلاف انتظار زمان خیلی بیشتری رو تنها یا توی خونه سپری می کردم!
    من فکر میکنم تعدد گزینه ها نه تنها روی خرید کردن بلکه روی تمام جنبه های تصمیم گیری تاثیر می ذاره. حتی مسائل مهم تری مثل انتخاب دوست یا همسر رو هم میتونیم توی این گزینه ها داشته باشیم که با بالا رفتن گزینه ها شروع بع فرار کردن از تصمیم گیری می کنیم.

  2. خیلی وقتا که با دوستان میخوایم شام بریم بیرون، هرکی یه پیشنهادی میده. بعضی اوقاتش شک بین انتخاب کدوم رستوران و فست فود اونقدر زیاد میشه که در نهایت یک آبمیوه فروشی انتخاب می کنیم و برای شام به خونه می ریم. فکر می کنم اگر هر دفعه فقط یه نفر پیشنهاد بده و انجامش بدیم نتیجه بهتری می گیریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *