پست وبلاگ

انتخاب های اضافی – بخش اول

انتخاب های اضافی – بخش اول

ابتدا توصیه می کنیم بحث خستگی تصمیم که قبلا در مورد آن صحبت کردیم را مطالعه کنید.
گزینه های اضافی باعث پیچیدگی تصمیم گیری و ناخشنودی و به تعویق انداختن تصمیم گیری می شوند.

احتمالا داستان فرمانده ژیانگ یو که در نبرد با دشمن دستور داد تمام کشتی ها را غرق کنند و تمام آذوقه های نیروهای خود را نابود کنند شنیده اید.

ژیانگ یو برای نیروهایش روشن کرد که بدون دیگ و کشتی گزینه ی دیگری جز جنگیدن تا پیروزی یا نابودی پیش رو ندارند. این کار نه تنها موقعیتی برای ژیانگ یو در فهرست فرماندهان محبوب ارتش چین دست و پا کرد که اثر تمرکز دهنده ی چشمگیری هم بر نیروهایش گذاشت. با فشردن نیزه ها و کمان هایشان با شدت به دشمن تاختند و با پیروزی در نه نبرد پی در پی یگان های اصلی سلسله ی چین را از ریشه تار و مار کردند.
این داستان درس بزرگی به ما می دهد که در سبک سنگین کردن چیزهایی که شاید با اهمیت باشند فراموش می کنیم که وقت کافی برای آن چیزی بگذاریم که به راستی اهمیت دارد. این یک بازی ابلهانه است و ناگفته نماند که ما خیلی خوب به بازی کردن آن خو گرفته ایم.
گزینه ها چه در خود دارد که این همه برای ما دشوارند؟ چرا حتی هزینه ای زیادتری صرف می کنیم تا درهای بیشتری بر روی ما باز باشند؟ چرا نمی توانیم به سادگی تکلیف خودمان را روشن کنیم؟
به زبان جهان امروز ما با تب و تاب کار می کنیم تا همه ی گزینه هایمان را باز نگه داریم. ما سیستم کامپیوتری توسعه پذیر می خریم. شاید روزی به تمام آن ماسماسک های پیشرفته نیاز پیدا کنیم. ما بیمه هایی را که با تلوزیون عرضه می شوند می گیریم شاید روزی تصویر به سیاهی رفت.
چگونه می توانیم از شر انگیختار نابخردانه ی دنبال کردن بی ارزش گزینه ها رهایی یابیم؟ در ۱۹۴۱ اریش فروم فیلسوف کتابی نوشت به نام گریز از آزادی. او گفت که در دموکراسی نوین مردم نه از نبود فرصت بلکه به دلیل فراوانی سرسام آور آن به ستوه می آیند. در جامعه ی نوین ما هم به یقین چنین است. پیوسته به ما یاد آوری می شود که می توانیم هر آنچه را بخواهیم انجام دهیم و هر آنچه بخواهیم می توانیم باشیم. مشکل در تحقق بخشیدن به این رویاست. ما باید خودمان را به هر شیوه ی ممکن پیشرفت دهیم. باید هر جنبه از زندگی را بچشیم. باید حتما پیش از مرگ ۱۰۰۰ چیز را ببینیم و ایستادن در شماره ی ۹۹۹ امکان ناپذیر است ولی بعد مشکلی پیش می آید. آیا خودمان را خیلی نازک گسترده نمی کنیم؟
بدین ترتیب چندین دفعه شده است که ما چیزی را در حراج خریداری کرده ایم نه چون واقعا نیاز داشتیم بلکه چون در پایان حراج تمام آن کالاها از دست می روند و هرگز نمی توانیم با آن قیمت بدان ها دست یابیم.
انتخاب های اضافی ممکن است باعث خستگی تصمیم شوند، ممکن است باعث شوند هزینه های ما افزایش پیدا کند

منبع: کتاب نابخردی های پیش بینی پذیر

مطالب مرتبط

درباره ی گروه رفتار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *