پست وبلاگ

سيستم دوگانه ذهن – بخش سوم

سيستم دوگانه ذهن – بخش سوم

حال که به طور کامل با سیستم های دوگانه فکری و نحوه واکنش آنها آشنا شدیم ، در این مطلب وظایف این سیستم ها ، انحرافات آنها و چگونگی مقاومت در برابر خطایشان را توضیح خواهیم داد .
تقسیم کار میان سیستم های ۱ و ۲ بسیار تاثیرگذار است ، چرا که تلاش را به حداقل و کارکرد را به حداکثر می رساند .

سیستم ۱ انحرافاتی نیز دارد، مثلا در موقعیت های خاص میل به انجام دادن خطاهای حساب شده ای دارد. به پرسش های آسان تری نسبت به آنچه پرسیده شده است پاسخ می دهد و درک کمی از منطق و آمار دارد. یکی دیگر از محدودیت های سیستم ۱ این است که نمی تواند خاموش شود ، به معنای دیگر این سیستم هیچگاه نمی تواند از فعالیت بایستد . برای مثال اگر روی یک صفحه ی کاغذ، کلمه ای به زبانی که شما بلد هستید نشان داده شود، آن را حتما می خوانید، مگر اینکه حواستان کاملا جای دیگری باشد ، این مسئله مثالی ساده از فعالیت دائمی سیستم شماره یک می باشد ..
یکی از وظایف سیستم ۲ این است که بر وسوسه های سیستم ۱ غلبه کند. به بیان دیگر سیستم ۲ مسئول خویشتن داری است .
یکی دیگر از معایب سیستم ۱ این است که این سیستم اصلاح پذیر نمی باشد. برای پی بردن به ارزش آزادی عمل سیستم ۱ و تشخیص تفاوت میان عقاید و باورها به تصویر زیر با دقت نگاه کنید:
image

خط پایینی آشکارا بلندتر ازخط بالایی است . این چیزی است که همه ی ما میبینیم و طبیعتا باور داریم که میبینیم . اگرپیش تر با این تصویر مواجه شده باشید متوجه شده اید که این خطای حسی مولر-لیر است. شما با استفاده از خط کش به راحتی می توانید متوجه شوید که دو خط افقی در حقیقت طول یکسانی دارند.
حالا که دو خط را اندازه گرفتید، شما – در واقع سیستم ۲ شما، شمای خود آگاه که ” من ” نامیده می شود – به باور جدیدی رسیده است: شما می دانید که دو خط برابرند. اگر درباره ی طولشان از شما بپرسند چیزی را که می دانید بیان خواهید کرد. اما هنوز هم خط پایینی را بلند تر می بینید. شما انتخاب کرده اید که اندازه گیری را باور کنید، اما نمی توانید سیستم۱ را نیز از کار خودش بازدارید. می توانید تصمیم نگیرید که دو خط را برابر ببینید، هر چند که می دانید برابرند. برای مقاومت در برابر خطای حسی تنها یک راه وجود دارد: یاد بگیرید هنگام مواجهه با خطوطی که زوایدی در انتها دارند به احساس هایتان اعتماد نکنید..
در کل پیشگیری از خطاهای تفکر درونی کار بسیار دشوار است، زیرا سیستم ۱ به شکل خودکار عمل می کند و نمی توان خودخواسته آن را از کار بازداشت. از آن جا که سیستم ۲ ممکن است در مورد خطا هیچ آگاهی نداشته باشد، همیشه نمی توان از پیشداوری اجتناب ورزید.
سیستم۲ آنقدر کند و ناکارآمد است که نمی تواند به عنوان جایگزینی برای سیستم ۱ در تصمیم گیری های معمول باشد. بهترین کاری که می توان انجام داد این است که توافقی میان این دو صورت گیرد: یاد بگیریم موقعیت هایی را که احتمال بروز اشتباه در آن وجود دارد شناسایی و سخت تر تلاش کنیم تا وقتی خطر موقعیتی بالاست، از اشتباهات بارز بپرهیزیم. فرضیه ی این کتاب این است که همیشه شناسایی خطاهای دیگران، نسبت به خطاهای خودمان ساده تر است.
عکس : سحر غالب پور

مطالب مرتبط

درباره ی گروه رفتار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *