پست وبلاگ

عادت – بخش دوم

عادت – بخش دوم

فرآیند عادت در درون مغز ما یک حلقه ی سه مرحله ای است. ابتدا یک نشانه یا محرک وجود دارد. محرکی که به مغز شما فرمان می دهد به یک حالت خودکار وارد شده و نوع عادت مورد استفاده را تعیین کنید آنگاه یک کار روزمره یا تکراری فیزیکی ذهنی یا احساسی وجود دارد و در نهایت یک جایزه که به مغز شما در یافتن اینکه آیا این چرخه ی خاص ارزش به خاطر آوردن در آینده را دارد یا خیر کمک می کند. دقیقا همانطور که در تصویر پست می بینید.

برای مثال احساس ناراحتی و خستگی می کنیم ( این همان محرک هست ) یکی از دوستان ما پیشنهاد شام بیرون می دهد ( این همان عمل روتین و تکراری است ) و بعد از شام خوردن و در کنار دوستان بودن احساس شادی می کنیم ( این همان پاداش است ). اگر این عمل چندین بار اتفاق بیافتد تبدیل به عادت می شود، به همین ترتیب هر موقع که احساس ناراحتی داشته باشیم برای اینکه به شادی برسیم با دوستان خود برای شام به بیرون می رویم. و اگر شام بیرون رفتن با دوستان به دلایلی اتفاق نیافتد احساس ناراحتی ما ادامه خواهد داشت. به همین صورت ما یه عادت برای خود ساخته ایم.

کشف چرخه ی عادت وقتی پدیدار می شود که مغز از درگیری کامل در تصمیم گیری باز می ایستد از سخت کار کردن دست کشیده یا تمرکز را به کارهای دیگر تبدیل می کند بنابراین اگر عمدا با یک عادت نجنگیم یا کارهای تکراری جدید پیدا نکنیم این الگو یا عادت به طور خودکار پدیدار می شود. درک چگونگی عملکرد عادت ها و یادگیری ساختار چرخه ی عادت به سادگی کنترل عادات را آسان تر می کند پس هنگامی که یک عادت را جایگزین عادات قبل می کنیم رفتار ما به مراتب خود را با عادات جدید هماهنگ می کند.
عادت ها هیچ وقت واقعا از بین نمی روند. مشکل اصلی این است که مغز نمی تواند به تفاوت بین عادت های خوب و بد پی ببرد بنابراین چنانچه عادت بدی داشته باشید این عادت های درونی مغز در انتظار محرک ها و پاداش های درست باقی می مانند. افرادی که سیگار می کشند محرک و پاداش های درستی دارند اما عمل روتین خود را به سیگار اختصاص داده اند، به این صورت که خیلی از دوستان بعد از اینکه در کنار هم قرار می گیرند ( محرک ) با یکدیگر سیگار می کشند ( عمل روتین ) و پاداش در کنار هم بودن و صحبت کردن را به دست می آورند. باید بدانیم که محرک ها باقی می مانند و مغز ما برای این محرک نیاز به پاداش دارد و ما باید در مورد انجام عمل روتین تصمیم بگیریم که به چه چیزی عادت کنیم.

مطالعات نشان داده هنگامی که فرد به یک الگوی جدید روی می آورد مانند تمرین دو ماراتون یا صرف نظر کردن از جعبه ی شیرینی یا هرچیز دیگری ناخودآگاه بعد از مدتی این عادت هم به طور خودکار در مغز جایگزین می شود.
عادت ها در حقیقت آن قدر قوی هستند که باعث می شوند مغزمان خارج از درک ما به آن ها وابسته شود.عادت های تازه با قرار دادن یک محرک به وجود می آیند یک کار روتین، تکراری و یک پاداش در کنار هم و سپس ایجاد یک تماس و اشتیاق که چرخه را راه می اندازد. به عنوان مثال، سیگار کشیدن را در نظر بگیرید. هنگامی که فرد سیگاری یک پاکت سیگار را می بیند مغز او شروع به انتظار کشیدن برای نیکوتین می کند فقط ظاهر سیگار کافی است تا مغز با عجله نیکوتین درخواست کند. اگر به آن دست پیدا نکند تمایل و اشتیاق رشد پیدا می کنند تا فرد سیگاری بدون فکر به سیگار دست پیدا کند. یا ایمیل را در نظر بگیرید هنگامی که کامپیوتر به صدا در می آید یا یک تلفن هوشمند با یک پیام حالت لرزش پیدا می کند مغز شروع می کند به انتظار کشیدن برای مشغولیت موقت که باز کردن یک ایمیل موجب آن می شود.
به گفته دو نفر از محققان دانشگاه میشیگان عادت های قوی واکنش های اعتیاد آوری ایجاد می کنند و به یک میل وسواسی تبدیل می شود که می تواند مغز ما را به یک هدایتگر خودکار تبدیل کند و حتی در صورت حرکات منفی قوی از جمله از دست دادن آبرو، شغل، خانه و خانواده به آن عادت پایبند نگهمان دارد.

تصویر سازی : سحر غالب پور

مطالب مرتبط

درباره ی گروه رفتار

1 دیدگاه در “عادت – بخش دوم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *